BTS
p²⁹
مامان نامجون باشه ای گفت و باهم شروع کردن به سوال. پرسیدن .......
چند سالته برای کدوم شهری. خانوادت کجان. کی اومدی. کی با پسرا اشنا شدی سال تولدت. ماه تولدت. روزش. اسم مامانت چیه اسمم بابات چیه خواهر بردادر دازی چند تا. داری باهاشون در تماسی اونا میدونن تو اینجایی اشپزی بلدی. چی بلدی. توی گروه چیکاره ای. رفتارت با پسرا چجور ای هست دوست پسر داری نداری اهل کجایی ....
* واییی خانوما بس کنید گیجش کردی
+خواهش میکنم من حافظیه خوبی دارم
شروع کردن دونه دونه جواب سوالا رو ادن
من ¹⁸ سالمه من از امریکا هستم خانوادم امریکا هستن من تقزیبن ² ساله که کره هستم راستش فک کنم ¹ ماهی میشه. شایدم کم تر سال تولدم ²⁰⁰⁸ هست مله تولدم توی [ماه خودتون ] روزی که به دنیا اکم [خودتون. توی میلادی. همه. به میلادی ] اسممامانم جینا هست اسم بابام دانیال هست خواهر ندارم دلی بردار دارم ³ تا دارم بله باهاشون در تماسم بله میدونن من. اینجام اشپزی هم بلدم توی گروه منم هم دنسرم هم خواننده رفتارم با پسرا مثل برادرای. خودمه از دوست پسر. بدم میاد ولی خوب خانوادمم احلزه نمیدن. اهل امریکا هستم
مادر جیمین : ولی اصلا به امریکایی ها نمیخوری ییشتر شبیه کره ای هستی
+مرسی
*دخترم تو چرا از دوست پسز خوشت نمیاد
+راستش دوطت ندارم یکی همش بهم گیر. بدنوو از اوک طرف. پدرو. برادرام بهم گیر میدن که چرا با پسرا در ارتباطم و از اینکه دوست پسر داشته باشم معلومه که کله به بدنم نمیزارن 😇😊
*اووووووو
خانوم جانگ : بریم برون دیگه
+حتما. بفرمایید
همه وارد حال شدیم که مردا داشتن بازی میکردن
دلشتین حرف میزدیم که نامجون گفت.
نامجون: بچه ها برمی دیگه فرداوتمرین دازید ساعت ۱ شبه
همه: باشه
بلند شدید و از همه خداحافظی کردیم و به سمت خونه راه افتادیم
درسته خونمو گرفته بودم ولی. وسایلم توی خونه ی مشترک بود رفتیم خونه و امشبو اونجا بودم تا اینکه فردا وسایلمو ببرم خونه ی. جدیدم
رفتم دوش ⁵ مینی گرفم و. روتین سوتیمو انجام دادمو گرفتگ خوابیدم
ویو صبح
با غر زدنای. نامجون از خداب یدار شدم نگاه ساعت کردن ساعت ¹⁰ هست رفتم دوش. ⁸ مینی گرفمو رفتیم صبحونه خوردم. بعدش حاضر شدم و رفتیم. سمت کمپانی
فلش بک به. ۱۰ ماه بعد روس کنسرت [گشاد نیستم 😇😊]
ویو ات:
توی این اجرا لباس من فقط یکم باره یکم ولی. خانودوم. بهم گیر میدن که نه این نه اون. نه اینجاش اینجوریه. نه. اون اینجات پیداست ....
بلاخره این اجرا تموم. شد
مامان نامجون باشه ای گفت و باهم شروع کردن به سوال. پرسیدن .......
چند سالته برای کدوم شهری. خانوادت کجان. کی اومدی. کی با پسرا اشنا شدی سال تولدت. ماه تولدت. روزش. اسم مامانت چیه اسمم بابات چیه خواهر بردادر دازی چند تا. داری باهاشون در تماسی اونا میدونن تو اینجایی اشپزی بلدی. چی بلدی. توی گروه چیکاره ای. رفتارت با پسرا چجور ای هست دوست پسر داری نداری اهل کجایی ....
* واییی خانوما بس کنید گیجش کردی
+خواهش میکنم من حافظیه خوبی دارم
شروع کردن دونه دونه جواب سوالا رو ادن
من ¹⁸ سالمه من از امریکا هستم خانوادم امریکا هستن من تقزیبن ² ساله که کره هستم راستش فک کنم ¹ ماهی میشه. شایدم کم تر سال تولدم ²⁰⁰⁸ هست مله تولدم توی [ماه خودتون ] روزی که به دنیا اکم [خودتون. توی میلادی. همه. به میلادی ] اسممامانم جینا هست اسم بابام دانیال هست خواهر ندارم دلی بردار دارم ³ تا دارم بله باهاشون در تماسم بله میدونن من. اینجام اشپزی هم بلدم توی گروه منم هم دنسرم هم خواننده رفتارم با پسرا مثل برادرای. خودمه از دوست پسر. بدم میاد ولی خوب خانوادمم احلزه نمیدن. اهل امریکا هستم
مادر جیمین : ولی اصلا به امریکایی ها نمیخوری ییشتر شبیه کره ای هستی
+مرسی
*دخترم تو چرا از دوست پسز خوشت نمیاد
+راستش دوطت ندارم یکی همش بهم گیر. بدنوو از اوک طرف. پدرو. برادرام بهم گیر میدن که چرا با پسرا در ارتباطم و از اینکه دوست پسر داشته باشم معلومه که کله به بدنم نمیزارن 😇😊
*اووووووو
خانوم جانگ : بریم برون دیگه
+حتما. بفرمایید
همه وارد حال شدیم که مردا داشتن بازی میکردن
دلشتین حرف میزدیم که نامجون گفت.
نامجون: بچه ها برمی دیگه فرداوتمرین دازید ساعت ۱ شبه
همه: باشه
بلند شدید و از همه خداحافظی کردیم و به سمت خونه راه افتادیم
درسته خونمو گرفته بودم ولی. وسایلم توی خونه ی مشترک بود رفتیم خونه و امشبو اونجا بودم تا اینکه فردا وسایلمو ببرم خونه ی. جدیدم
رفتم دوش ⁵ مینی گرفم و. روتین سوتیمو انجام دادمو گرفتگ خوابیدم
ویو صبح
با غر زدنای. نامجون از خداب یدار شدم نگاه ساعت کردن ساعت ¹⁰ هست رفتم دوش. ⁸ مینی گرفمو رفتیم صبحونه خوردم. بعدش حاضر شدم و رفتیم. سمت کمپانی
فلش بک به. ۱۰ ماه بعد روس کنسرت [گشاد نیستم 😇😊]
ویو ات:
توی این اجرا لباس من فقط یکم باره یکم ولی. خانودوم. بهم گیر میدن که نه این نه اون. نه اینجاش اینجوریه. نه. اون اینجات پیداست ....
بلاخره این اجرا تموم. شد
- ۳.۰k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط